Archives de Catégorie: education

خاموشی پروین : نگاهی به شعر فریدون مشیری

12243015_1706060282964403_3440468383759801018_n

خاموشی پروین

نگاهی به شعر فریدون مشیری. انتشارات آریان ترجمان 1394

Publicités

دلنوشته چیست و با خطی ز دلتنگی چه فرقی دارد ؟

1183335082-22«دلنوشته» چیست و با «خطی ز دلتنگی» چه فرقی دارد ؟

امروز آمدم «دلنوشته» را برای اولین بار وارد فرهنگ فارسی بکنم و برایش تعریف بنویسم با مولفه های معنایی زیر شاید بتوان تعریف آن را به دست آورد «دلنوشته» نوعی تک گویی نوشتاری، خواه نثر و خواه موزون است که از سر دلتنگی نوشته می شود؛ اصولا صمیمانه و صادقانه است. تعارف و خوشامدگویی ندارد. بازتاب احساس و اندیشۀ واقعی نویسنده است. هدف و ساختارِ از پیش تعیین شده ندارد؛ فرمایشی نیست؛ سفارشی نیست. نویسندۀ دلنوشته وقتی بخواهد بنویسد خواستنش خود به خودی است. یعنی برای دل خودش می نویسد و در جستجوی «مخاطب خاص» نیست؛ دلنوشته از دل بر می آيد ولی جزمیت «لاجرم بر دل نشستن» را بر نمی تابد. زیرا سخنانی از دل بر خاسته ولی لاجرم بر دل ننشسته اند. و اما، دلنوشته های امروزی شاید به نوعی ادامۀ همان خطی است که بر دیواری نوشته می شد: به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی خط دلتنگی معمولا دیوارنوشته بود. امضا نداشت. نویسنده اش معمولا ناشناس می ماند. فقط می شد حدس زد که این ناشناس، شاید خاطرخواه کسی است، شاید در عشق شکست خورده است، شاید در فراق است و انتظار می کشد، شاید از یاد رفته است. شاید تنهایش گذاشته اند، شاید به او نارو زده اند… هر چه هست دلش تنگ است، می نویسد تا از روزگار نا مناسب، از محبوب ناسازگار، از رفیق نا شفیق. گلایه ای کرده باشد. دلنوشته نویس قدیم دنبال «لایک» نبود، منتظر «کامنت» و «شِیر» نمی ماند. فقط به یادگار خطی ز دلتنگی می نوشت و بعد می رفت سراغ کار و کاسبی اش. نفر بعدی هم می آمد و آن هم به یادگار خطی ز دلتنگی می نوشت و دیوار پر می شد از یادگار نویسی های کلیشه ای ز دلتنگی. دلنوشتۀ امروز هم تقریبا «خطی ز دلتنگی» است. «دلنوشته نویس» می نویسد و اس ام اس می کند: «دل نوشته های کوتاه». یا پُست می کند روی وبلاگ یا در شبکۀ اجتماعی: «دلنوشته های زیبای عاشقانه» و «دلنوشته های پر معنی زندگی». امروز فرض بر این است که دلنوشته ها را کسی یا کسانی می خوانند. گاهی دلنوشته های امروز راهی است که شاید دردمندی به تو راهی بیابد، با تو همدل شود، همداستان شود و یا «فرند»ت شود مهشید مشیری

بنی آدم « اعضای یک پیکرند»، یا اینکه «اعضای یک دیگرند»؟

بنی آدم « اعضای یک پیکرند»، یا اینکه «اعضای یک دیگرند»؟

پیام بنی آدم، که بر پایه جهان بینی توحیدی سعدی سروده شده است، به شرط آنکه از آن آشنایی زدایی کنیم، هر بار خواندنش بر اهمیت معنای آن می افزاید:

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگرعضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی*

به نظر من، سعدی، بنی آدم یا ابنای بشر را به صورت یک corpus یا پیکره می بیند:

همه فرزند آدمند بشر
میل بعضی به خیر و بعضی شر

پیکره ی بشریت یک سیستم یا نظام است که اجزای تشکیل دهنده ی آن، همبسته و منسجمند و هر رویدادی ، بر کل سیستم و بر یکایک اجزای آن تاثیر می گذارد. بر این قیاس، پیکره ی بشریت به پیکر انسان می ماند. پیکر انسان هم یک سیستم است که از عضوهایی تشکیل شده است. و اگراز قضای روزگار، عضوی از پیکر انسان به درد آید، دگر عضوها را نماند قرار.
همه ی آدمیانی که زمانی بر محور افقی زمان، روی زمین زیسته اند، هر یک عمارتی نو ساخته اند و سپس رفته اند و منزل به دیگری پرداخته اند و به قول سعدی «غبار کالبدشان بر هوا رفته است» و آدمیان دیگر، که باز به قول او از «شکم مادر و پشت پدر» بر محور عمودی زمان به جای آنان نشسته اند یا خواهند نشست، اعضای این پیکرند و هر فاجعه ای که در تاریخ بشریت در جای جای جهان پهناور برای نوع بشر و برای یکایک افراد نوع بشر پیش آمده است و پیش خواهد آمد، از همان روزي كه « فرزندان آدم زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد، دست قابيل به خون هابيل آغشته شد، يوسف را برادرها به چاه انداختند، ديوار چين را با شلاق و خون ساختند»**، خون ریزی و خون خواری و خشونت، قتل عام و کشتار، جنگها و ترکتازیها، و هزاران اتفاق زشت و غیر انسانی دیگر، بی عدالتی های طبیعت نسبت به نوع بشر، بی عدالتی بشر علیه بشر، قساوتها وستمگریها، زورگوییها و خودکامگیها، نامردمیها و مردم آزاریها، تبعیض و تحمیق و تحقیر، محرومیت و گرسنگی و فقر، بیسوادی و جهل، بیماری و رنج، و چه و چه و چه،…
اگر کسی، از اینها همه، دلش به درد نیاید، خب «نشاید که نامش نهند آدمی».

و اما
ضبط «اعضای یکدیگر» – به جای «اعضای یک پیکر» – شاید ناشی از بی دقتی، دخل و تصرف و احیانا بی اطلاعی و بیسوادی وراقان و کاتبان باشد که در طول زمان گریبانگیر بسیاری از متون فارسی شده است.
دیگرممکن است نوع خط باشد. مثلا در زمان سعدی «تعلیق» رایج بوده که خطی است درهم پیچیده و تودرتو و بدون کسره و فتحه و ضمه. در خط تعلیق، کلمات به هم می چسبیدند. و چون قلم اندر نوشتن می شتافت، از کاغذ کمتر جدا می شد و در تندنویسی موثر بود. مثلا در نوشتنِ «دیگر» دال را به ی می چسباندند که ممکن بود شییه «پیکر» شود، و به همین سیاق «یک پیکرند» به صورت «یکدیگرند» نوشته شود و ما را در خواندن پیام سعدی، دچار ابهام و سر در گمی کند، که کرده است
مهشید مشیری

Education en Iran; Troisième partie: Beytolhekm

Education En Iran; Deuxième partie: Académie de Gondishapour

Education en Iran; Première partie: Empire Perse